السيد محمد علي الأبطحي
353
مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )
( مسأله 1972 ) : كسى كه بدون خانه ملكي بي مشقت رفع نيازش نمىشود ، هنگامى حج بر أو واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد . ( مسأله 1973 ) : زنى كه مىتواند مكة برود ، اگر پس از برگشتن از خودش مال نداشته باشد ، وشوهرش هم مثلا فقير باشد وخرجى أو را ندهد ، وناچار شود كه به سختى زندگى كند ، حج يا عمره بر أو واجب نيست . ( مسأله 1974 ) : اگر كسى توشه راه ومركب سواري ندارد وديگرى به أو بگويد حج برو ، ومن خرج تو وعائله ات هنگام سفر حج را مى دهم ، چنانچه اطمينان دارد كه خرج أو را مىدهد حج بر أو واجب مىشود . وهم چنين است اگر خرج أو وعائله اش هنگام سفر حج را ، به أو ببخشند وبا أو شرط كنند كه حج قبول كند وأو قبول نمايد ، هر چند قرض داشته ودر بازگشت هم مالي كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد . ( مسأله 1975 ) : اگر هزينه رفتن وبرگشتن وهزينه هاى عائله شخصي را مدتي كه مكة مىرود وبر مى گردد به أو بدهند وبگويند حج برو ، ولى ملك أو نكنند حج بر أو واجب مىشود . ( مسأله 1976 ) : اگر مبلغى كه براي حج كافى است به كسى بدهند وبا أو شرط كنند كه در راه مكة به كسى كه مبلغ را داده خدمت بنمايد ، واجب نيست قبول كند ، به خصوص اگر آن خدمت مناسب شأن أو نباشد ، ولى اگر قبول كرد وانجام اعمال حج بي مشقت براي أو ممكن بود ، حج بر أو واجب مىشود . ( مسأله 1977 ) : اگر مبلغى به كسى دهند وحج بر أو واجب شود ، چنانچه حج نمايد هر چند در آينده از خود مالي پيدا كند ، ديگر حج بر أو واجب نيست . ( مسأله 1978 ) : اگر براي تجارت يا به عنوان كارگرى مثلا تا جده برود ومالي بدست آورد كه اگر بخواهد از آنجا به مكة رود مستطيع است ، بايد حج كند چنانچه حج نمايد هر چند در آينده مالي پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكة رود ، ديگر حج بر أو واجب نيست . ( مسأله 1979 ) : كسى كه أجير شده تا شخصا از طرف ديگرى حج كند ،